سال نو فرصت های نو , نوروزتان پیروز

آموزش پرایس اکشن در فارکس

پرایس اکشن اصطلاحی است که توسط بسیاری از تریدرهای فارکس استفاده می‌شود، اما تعداد کمی از معامله‌ گران به طور کامل با این مفهوم آشنا هستند. بازار فارکس، بزرگ‌ ترین بازار مالی در جهان از نظر حجم معاملات و پرمعامله‌ ترین بازار مالی محسوب می‌ شود. از این‌ رو، شناخت و استفاده از استراتژی پرایس اکشن در معاملات فارکس، ابزار قدرتمندی برای کسب سود در این بازار پول‌ ساز است. در این مقاله، پرایس اکشن در فارکس به طور کامل معرفی شده و مثال‌های گوناگونی درباره چگونگی استفاده از آن در معاملات فارکس مطرح می‌ شوند. با ما همراه باشید.

پرایس اکشن در فارکس چیست؟

پرایس اکشن نوعی استراتژی معاملاتی است که نیازمند تحلیل عمیق و شناخت کامل بازار است. در این استراتژی، حرکات قیمت در چارت‌ها با هدف شناسایی الگوها، روندها و فرصت‌ های معاملاتی احتمالی تحلیل می‌شوند. می‌ توان از پرایس اکشن به‌عنوان یک استراتژی مستقل یا به‌عنوان بخشی از تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی حرکات آینده قیمت استفاده کرد. تریدرها با تحلیل ساختارهای الگوهای کندلی می‌توانند الگوهای خاصی را شناسایی کنند که به طور مکرر تکرار می‌شوند.

با داشتن رویکرد مناسب و بهره‌گیری از این الگوها، امکان کسب سود در بازارهای مالی از جمله بازار فارکس وجود دارد. استراتژی‌های پرایس اکشن فارکس غالباً قابلیت اطمینان متفاوتی داشته و به هیچ اندیکاتور تکنیکالی نیاز ندارند. در استراتژی پرایس اکشن در فارکس، شاخص‌ های بنیادی نیز لحاظ نمی‌شود و صرفاً به اطلاعات قیمت در گذشته توجه می‌گردد. آنچه پرایس اکشن را از بسیاری از ابزارها و استراتژی‌های تحلیل تکنیکال متمایز می‌کند، تمرکز آن بر رابطه قیمت کنونی یک دارایی با عملکرد آن به‌جای توجه به مفاهیم و اطلاعات تاریخچه قیمت است. همچنین پرایس اکشن سقف‌ها و کف‌های سویینگ قیمت، خطوط روند و سطوح حمایت/ مقاومت را در نظر می‌گیرد.

چگونگی استفاده از اطلاعات پرایس اکشن و چارت‌ها

توانایی خواندن چارت پرایس اکشن، اهمیت زیادی برای تصمیم‌ گیری در معاملات فارکس دارد. در این بخش، سه مفهوم متفاوت تحلیل تکنیکال و قیمت برای شناخت تغییرات قیمت ارائه می‌شوند.

سویینگ‌ها؛ سقف‌ها و کف‌ها

تریدرها هنگام مشاهده روند بازار، ابتدا به دنبال تحلیل سقف‌ ها و کف‌ها در چارت هستند. آنها به دنبال مشاهده حرکت قیمت در روندهای صعودی و ایجاد سقف‌ها و کف‌های بالاتر یا حرکت قیمت در روند نزولی و تشکیل کف‌ها و سقف‌های پایین‌ تر هستند. همچنین برای تحلیل عمیق‌ تر، فاصله بین امواج روند و نقاط سویینگ در نظر گرفته می‌شود. آیا فاصله در یک روند افزایش می‌یابد؟ در این صورت، یک روند مومنتومی پرقدرت و مناسب مشاهده می‌شود.

اگر فاصله بین نقاط سویینگ‌ها کمتر شود، مومنتوم به‌تدریج محو می‌شود. در نهایت، ارتفاع پولبک‌ها نیز در نظر گرفته می‌شود. معمولاً پولبک‌های کوچک در یک روند، نشان‌دهنده یک روند پرقدرت هستند درحالی‌ که ریتریس عمیق، نشان‌دهنده فراز و نشیب بزرگ‌تر بازار است.

تصویر زیر، نشان‌ دهنده بازه نزولی بازار است. در یک روند نزولی، تریدرها به دنبال فرصت‌های شورت (فروش) هستند و در تحلیل چارت، پولبک به سقف‌ها و الگوهایی مانند سقف دوقلو را دنبال می‌کنند. با ترکیب تحلیل سقف‌ها و کف‌ها با الگوهای تکنیکال، تریدر می‌تواند با اطمینان بیشتری وارد پوزیشن معاملاتی شود.

سویینگ‌ها؛ سقف‌ها و کف‌ها

سطوح حمایت و مقاومت

نواحی حمایت و مقاومت، سطوحی هستند که قیمت نسبت به آنها واکنش نشان می‌دهد. سطوح حمایت و مقاومت معمولاً برای یافتن نقاط عطف یا شکست قیمت استفاده می‌شوند. در واقع این سطوح، کف و سقف‌ هایی در چارت قیمت هستند و بخش عمده‌ای از استراتژی‌های پرایس اکشن بر اساس این سطوح تعیین می‌شوند. سطح حمایت، موقعیتی برای ورود به پوزیشن لانگ (خرید) و سطح مقاومت، ناحیه‌ای برای ورود به پوزیشن شورت هستند.

می‌توان از ابزارهای متعددی برای تشخیص سطوح حمایت و مقاومت در چارت قیمت استفاده کرد. اعداد رند مانند 1.25 در جفت ارز GBP/USD، استفاده از اندیکاتور پیوت پوینت، نسبت های فیبوناچی و میانگین های متحرک دینامیک، شاخص هایی برای تشخیص نواحی حمایت و مقاومت محسوب می‌شوند. البته، بسیاری از تریدرهای حرفه‌ای پرایس اکشن، به دنبال یک رویکرد ذهنی هستند که طی آن، نه تنها نواحی حمایت و مقاومت بلکه نواحی عرضه و تقاضا را برای معاملات در نظر می‌گیرند.

سطوح حمایت و مقاومت با شکل‌های متفاوت ترسیم می‌شوند. در یک حالت، خطوط روند قطری ترسیم می‌شوند. خط روند سقف‌های قیمت را متصل کرده و خط مقاومت نامیده می‌شود. همچنین می‌توان کف‌های قیمت را در چارت به یکدیگر متصل کرد که در این حالت، خط حمایت ترسیم می‌شود. می‌توان خطوط حمایت و مقاومت را در روندهای صعودی و نزولی ترسیم کرد.

سطوح حمایت و مقاومت

با تداوم حرکت قیمت، ممکن است خطوط حمایت و مقاومت جایگزین یکدیگر شوند. مطابق تصویر زیر، هنگامی که قیمت خط حمایت را روبه‌پایین می‌شکند، به‌عنوان خط مقاومت عمل کند.

سطوح حمایت و مقاومت

سطوح حمایت و مقاومت افقی نیز در چارت‌های قیمت به‌وفور مشاهده می‌شود. یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین روش‌ها، ترسیم و اتصال سقف‌ها و کف‌های چارت قیمت است.

سطوح حمایت و مقاومت

تحلیل امواج پرایس اکشن

تحلیل امواج، یکی از موضوعات کمتر بحث شده در تحلیل تکنیکال است و احتمالاً هنگامی که نام امواج را می‌شنوید، احتمالاً به نظریه امواج الیوت فکر می‌کنید. اما تحلیل امواج، مفاهیم گسترده‌تری دارد. هنگام تلفیق نظریه امواج با سطوح حمایت و مقاومت و سقف‌ها و کف‌های قیمت، می‌توان از یک روش قابل‌اطمینان برای معامله در فارکس استفاده کرد.

تحلیل امواج پرایس اکشن

تصویر زیر نشان‌دهنده امواج و سناریوهای گوناگون در بازار است. ابتدا از سمت چپ، شاهد یک روند نزولی قدرتمند هستیم (فلش قرمز). قیمت در ناحیه تقاضا، نتوانست کف پایین‌تری را ایجاد کند و سپس، روند نزولی پس از ایجاد سقف‌های بالاتر، به یک رالی صعودی تبدیل شد (فلش سبز). این رالی صعودی به‌ آرامی با تشکیل الگوی سر و شانه (یکی از الگوهای کلاسیک امواج) به پایان رسید و سپس روند نزولی کوتاه‌مدت آغاز شد. روند نزولی با رسیدن به قیمت ناحیه تقاضا/ اردر بلاک خاتمه یافت و خریداران مجدداً قیمت بیشتری یافتند. از طرفی، الگوی انتقالی در اردر بلاک به‌صورت سروشانه معکوس بوده و سقف‌های بالاتر با حرکت آهسته امواج ایجاد شدند.

استراتژی‌ های ترید با پرایس اکشن در فارکس

استفاده از استراتژی پرایس اکشن در کنار سایر استراتژی‌های معاملاتی، سرنخ‌های بزرگی را درباره الگو و جهت مناسب برای معامله ارائه می‌کند. بسیاری از تریدرها از پرایس اکشن در کنار سطوح حمایت و مقاومت یا خطوط روند استفاده می‌کنند.

یکی از ویژگی‌ های روش پرایس اکشن، تلفیق آن با کلیه استراتژی‌ها در هر تایم فریم است. می‌توان از پرایس اکشن برای معاملات میان‌مدت، بلندمدت و اسکالپینگ استفاده کرد. برخی از تریدرها از اخبار و شاخص‌های بنیادی در کنار پرایس اکشن بهره برده و منتظر تشکیل یک الگو پس از انتشار اخبار و آمارها باقی می‌مانند.

اسکالپ با پرایس اکشن

با استفاده از پرایس اکشن، امکان تشخیص نقاط ورودی مناسب با نسبت ریسک به ریوارد مطلوب وجود دارد. البته باید با مفاهیم استراتژی اسکالپینگ برای معامله موفق با این استراتژی آشنا شد. اسکالپینگ، برای معامله با تایم فریم‌های کوتاه‌ مدت چند دقیقه‌ای انجام شده و با سود کم بسته می‌شود. ازاین‌رو، اسکالپرها می‌توانند به‌سرعت بر اساس شرایط متغیر بازار معامله کرده و پوزیشن‌های پرتعدادی را در طول روز باز کنند.

این استراتژی اساساً از الگوهای ادامه‌دهنده روند استفاده می‌کند. ازآنجایی‌که معمولاً حرکات قیمت در تایم فریم کوتاه مطابق با حرکات روند در تایم فریم بلندمدت انجام می‌شوند، معامله در جهت روند سود بیشتری در مقایسه با باز کردن پوزیشن در خلاف جهت روند اصلی دارد.

توصیه می‌ شود از تایم فریم پنج دقیقه (M5) برای اسکالپینگ استفاده شود. برای معامله در تایم فریم یک دقیقه (M1)، تریدر باید تجربه و مهارت‌های لازم را داشته باشد. علاوه براین، تایم فریم‌های دقیقه‌ای، نویز قابل‌توجهی داشته و سیگنال‌ های متعددی را در اختیار تریدرها قرار داده که برخی از آنها اشتباه بوده و استرس قابل‌ توجهی را ایجاد می‌کند.

به چارت EURUSD زیر توجه کنید. ابتدا سطوح کلیدی را بر اساس آخرین حرکات قیمت مشخص می‌ کنیم. دو ساعت آخر، زمان مطلوبی برای تحلیل و تشخیص سطوح مهم است. برای تعیین سطوح، باید سقف و کف قیمت‌ها و سپس ریورسال را مشخص کرد. سطوح افقی در امتداد این سقف و کف‌ها ترسیم می‌ شوند. با این‌حال، سطح یک ناحیه قیمتی و نه یک مقدار مشخص است، بنابراین باید شد و های کند‌ل‌های قیمت‌های بسته شدن را لحاظ کرد.

اسکالپ با پرایس اکشن

مطابق چارت بالا، یک ناحیه می‌تواند هم حمایت و هم مقاومت باشد. اگر مقاومت با حرکت صعودی قیمت شکسته شود، این سطح به مقاومت تبدیل می‌شود. در چارت بالا، سطوح کلیدی برای روند صعودی یورو به دلار (EURUSD) ترسیم شده است.

همچنین هنگام شکسته شدن یک سطح پرقدرت و اصلاح قیمت، باید به دنبال الگوهای پرایس اکشن بود. باید سیگنال ورود را در زمان اصلاح پس از ریتست سطح شکسته شده، پیدا کرد. به مثال زیر توجه کنید:

اسکالپ با پرایس اکشن 2

در چارت بالا، کندل پین بار اول پس از شکسته شدن سطح 1.044 به بالا و اصلاح مجدد به این سطح، تشکیل شده است. این الگو قابل‌اطمینان بوده و می‌توان با آن معامله کرد. دومین کندل پین بار پایین سطح حمایت 1.045 ظاهر شده است. نمی‌توان این الگو را معامله کرد، زیرا کندل پایین‌تر از سطح بسته شده است. قیمت این سطح را شکسته است اما در زیر سطح تثبیت نشده و به سطح شکسته شده، بازگشته است.

سپس در سمت راست چارت، قیمت دوباره سطح 1.0457 را تست کرده و آن را شکسته است. سطح 1.0457 مجدداً به مقامت تبدیل شده و الگوی PPR ایجاد شده است (سمت راست چارت). می‌توان با این الگو معامله کرد.

ترکیب پرایس اکشن و تحلیل حجم اسپرد (VSA)

ترکیب الگوهای پرایس اکشن و تحلیل VSA، یک سیستم معاملاتی ارزنده را در اختیار تریدرها قرار می‌دهد. تریدرها با تحلیل بنیادی می‌توانند جهت روند و مرحله کنونی سیکل بازار (روند یا رنج) را تعیین کنند. بااین‌حال، صرفاً تحلیل تکنیکال می‌تواند سطوح مهم در چارت را تعیین کند. ازاین‌رو، ترکیب هر دو روش برای معامله بسیار مطلوب خواهد بود.

در این استراتژی، تحلیل پرایس اکشن نوع کندل‌ها و ترکیب آنها را برای مشخص کردن رفتار بازار در سطوح کلیدی حمایت و مقاومت تعیین می‌کند. روش تحلیل حجم اسپرد علاوه بر الگوهای کندل، حجم نقدینگی معامله شده در را تحلیل کرده و تریدر می‌تواند نقاط ورود احتمالی را شناسایی کرده و احتمال زیان را کاهش دهد. هر دو روش تحلیل، حرکات چارت قیمت را در نظر می‌گیرند. برای استفاده از این استراتژی، ابتدا باید حجم‌های عمودی را به چارت قیمت اضافه کرده و آنها در کنار الگوهای پرایس اکشن استفاده کرد.

به طور مثال، اگر یک تریدر از الگوی کندل پین بار پس از ریتست سطح استفاده کند، می‌توان این الگو را با تحلیل حجم معامله شده برای ترید تقویت کرد. تجربیات گذشته نشان می‌دهند که تشکیل الگو با حجم زیاد در بازار، عملکرد بهتری نسبت به الگویی با حجم کم دارد. به مثال زیر توجه کنید:

ترکیب پرایس اکشن و تحلیل حجم اسپرد (VSA)

اولین کندل پین بار با کاهش حجم تشکیل شده است. ما این سیگنال را به‌ویژه پیش از بسته شدن سشن آمریکا در نظر نمی‌گیریم. کندل پین بار دوم با افزایش حجم تقویت شده است. هر چند که این الگو نیز ایده‌آل نیست، اما حجم بالا و شکسته نشدن سطح مقاومت، نقطه ورود مطلوبی را ایجاد کرده است. کندل سوم با افت حجم معاملات تشکیل شده است و نیاز به پایش بیشتر بازار، احساس می‌شود. در مراحل بعد، مشاهده می‌شود که سطح مقاومت شکسته شده است. به مثال زیر پیرامون ریتست سطح شکسته شده و ترکیب الگوهای پرایس اکشن و VSA بر اساس اصول بالا توجه کنید.

ترکیب پرایس اکشن و تحلیل حجم اسپرد (VSA)

در حالت اول، قیمت با حجم کم به سطح حمایت رسیده است. علی‌ رغم حفظ سطح و افزایش قیمت، این الگو گزینه مناسبی برای ترید نیست. در نوبت دوم، قیمت با کندل دوجی به این سطح رسیده و شدو پایین بلندی را تشکیل داده است و فروشندگان این سطح را به سمت پایین نشکسته‌اند. می‌توان این کندل را به‌صورت کندل پین بار تفسیر کرد و افزایش حجم نشان‌دهنده ترید سودآوری است.

پرایس اکشن در کنار استراتژی VSA امکان اجتناب از تله‌ها را هنگام معامله از سطوح افقی مهیا می‌کند. اگر الگوی پرایس اکشن با حجم کم تشکیل شود، توصیه می‌شود این الگو معامله نشود، زیرا ریسک زیان به دلیل احتمال ریتست قیمت با حجم زیاد وجود دارد. چالش بین خریداران و فروشندگان در یک سطح مهم، با افزایش حجم همراه است.

مزایای پرایس اکشن در فارکس

مزایای پرایس اکشن در فارکس

در جدول زیر، به مهم‌ترین مزایای استراتژی پرایس اکشن در فارکس ارائه شده است.

ارائه دیدگاه کامل نسبت به بازار

شاخص‌ های اصلی تحلیل پرایس اکشن با گذشت زمان از بین نمی‌ روند. همچنین با این استراتژی، داده‌های قیمت به طور مستقیم در پوزیشن‌های معاملاتی در نظر گرفته می‌شوند. همچنین در این تحلیل، از اندیکاتورهای تأخیری استفاده نمی‌شود.

استراتژی آزموده شده در طول زمان 

ترید بر اساس ستاپ‌های پرایس اکشن، توسط تریدرهای حرفه‌ای طی چند دهه استفاده شده است. تحلیل پرایس اکشن کارایی زیادی برای استفاده در شرایط مختلف بازار دارد.

عملکرد مطلوب در شرایط تشکیل روند و در محدوده رنج قیمت

یکی از مزایای تحلیل پرایس اکشن، ارائه سیگنال‌های پرسود و مناسب در هنگام تشکیل روند و وضعیت رنج بازار است. بسیاری از روش‌های معاملاتی عملکرد مطلوبی در بازارهای رونددار دارند، اما در محدوده رنج کارایی چندانی ندارند. استراتژی پرایس اکشن سیگنال‌های مطلوبی را در هر وضعیت بازار ارائه می‌کند.

امکان ارزیابی کامل در حساب‌های دمو 

ستاپ‌های پرایس اکشن به‌دفعات در بازار فارکس رخ می‌دهند و در صورت آموزش کامل، به‌سادگی قابل‌تشخیص هستند. نیازی به استفاده از اندیکاتورها و اسیلاتورها برای تشخیص پوزیشن‌های معاملاتی نیست و صرفاً با برآورده شدن شرایط ستاپ معاملاتی مطلوب در بازار، امکان ورود به پوزیشن‌های معاملاتی وجود دارد.

نقاط ورود مشخص

با یادگیری ستاپ‌ های پرایس اکشن، می‌ توان پیش از ورود به ترید، از روند بازار به طور کامل آگاه شد. در این روش، هیچ نیازی به حدس زدن همانند روش‌های دیگر نیست. بسیاری از روش‌های تریدینگ فارکس، نواحی خاکستری بزرگی دارند که باعث تردید تریدرها برای ورود یا خروج از یک پوزیشن معاملاتی می‌شوند.

امکان استفاده در تایم فریم‌های بزرگ

مزیت دیگر ستاپ‌ های پرایس اکشن، امکان استفاده و حتی اعتبار بیشتر این روش در تایم فریم‌های بزرگ‌تر است. در این حالت، شما تریدهای کمتری را انجام می‌دهید، اما دقت معاملات به‌مراتب بیشتر می‌شود.

ذهنیت هدفمند در بازار

هنگامی که پیش از ورود به معامله، آنچه را در بازار رخ می‌دهد به‌ دقت می‌دانید، ناامید یا سردرگم نمی‌شوید. می‌توانید با آرامش بازار را دنبال کرده و با مشاهده پوزیشن متناسب با ستاپ معاملاتی، وارد معامله شوید.

کلام پایانی

پرایس اکشن در فارکس، یکی از بهترین استراتژی‌ های معاملاتی است که امکان ترید در هر بازار و هر تایم فریمی را مهیا می‌کند. استفاده از این استراتژی در کنار سایر استراتژی‌ های معاملاتی مطرح، فرصت‌ های معاملاتی بزرگی را در اختیار معامله‌گران قرار می‌دهد.

5/5 - (1 امتیاز)

مقاله های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *